مازیار محمدینژاد، تهیهکننده و کارگردان انیمیشن سینمایی «نبرد با خرچنگ» که این روزها اثرش روی پرده سینماهای کشور در حال اکران است، از نقش جشنوارهها، امیدآفرینی، الگوبرداری از رویدادهای جهانی، توصیه به فیلمسازان جوان و چالشهای بینالمللی سخن گفت.
فرهیختگان| وی با اشاره به تجربیات ۲۸ سالهی خود در این حوزه، بر لزوم هماهنگی میان آموزش، جشنواره و صنعت تأکید کرد و چشمانداز دههی پیشِ رو را با دو محور نسل جدید و هوش مصنوعی ترسیم کرد.
جشنوارهها؛ شروعگر اما ناکافی
محمدینژاد در ارزیابی نقش جشنوارههای داخلی و بینالمللی، آنها را «شروعکنندههای بسیار خوبی» به ویژه برای فارغالتحصیلان و جوانان دانست و با اشاره به تجربهی شخصی خود گفت: من در اولین سالی که ساخت انیمیشن را شروع کردم، جشنوارههای مراکز تولید و جشنوارههای تلویزیونی برایم بسیار انگیزهبخش بودند. بعدها در سالهای ۸۵ و ۹۳، دو پروانه زرین سینمای بلند و ۳۲ جایزه ملی و بینالمللی دیگر را دریافت کردم. نگاه به گذشته، نشان میدهد که این جوایز، بزرگترین انگیزههایی بودند که به من انرژی دادند تا این مسیر را تا امروز (نزدیک ۲۸ سال) ادامه دهم.
با این حال، وی تأکید کرد که جشنوارهها به تنهایی کافی نیستند و برای ادامهی مسیر، نیازهای دیگری مثل بحث تجاری، هنری و ارتقای تواناییهای فیلمساز وجود دارد که فقط با جشنواره تأمین نمیشود. باید آموزش، حمایت از صنعت فیلمسازی و جشنوارهها هماهنگ با هم پیش بروند.
این کارگردان تاکید کرد: البته گاهی ناهماهنگی هم میبینیم؛ مثلاً زمانی تعداد جشنوارهها زیاد بود اما رشتههای تحصیلی انیمیشن کم بود، و الان برعکس شده؛ آموزش گسترش یافته اما جشنوارهها تغییر چندانی نکردهاند و خود صنعت نیز با ضعفهای اقتصادی مواجه است. اگر این سه رکن (آموزش، جشنواره، صنعت) با هم تراز شوند و هماهنگ پیش بروند، میتوان به رشد چشمگیر سینمای کودک امیدوار بود.
در خصوص ویژگیهای جشنوارهی ایدهآل کودک و نوجوان، وی گفت: جشنوارههای دنیا هر کدام هدف و رویکرد خاصی دارند؛ مثلاً برخی به محیطزیست، برخی به مسائل اجتماعی و غیره میپردازند. اما اگر هدف ما رشد سینمای کودک و نوجوان است، باید هدفگذاری متناسب با نیازهای این صنعت باشد؛ نه اینکه صرفاً به یک موضوع خاص بپردازیم و از دیگر موضوعات غافل شویم. باید به افزایش جذابیت سینمای ایران برای مخاطبان عام کمک کنیم، سیاستگذاری کلیتر داشته باشیم تا همهی سلیقهها را پوشش دهد و به ویژه، به جذابیتهای کودکانه در انیمیشن بیشتر بپردازیم.
امیدآفرینی و احیای نقش جشنواره؛ ریشه در سیاستهای کلان فرهنگی
محمدینژاد با ابراز امیدواری، برای افزایش رونق جشنوارهی کودک و نوجوان گفت: مسلماً جشنوارهی فیلم کودک و نوجوان میتواند برای ایجاد پویایی، نشاط و امید در جامعه، به ویژه جامعهی مخاطب خود، بسیار مؤثر باشد. البته در سالهای اخیر، این جشنواره افت و خیزهایی داشته است اما میتواند همچون گذشته انرژی و پویایی کل جامعهی هنری حول این جشنواره بیشتر باشد.
وی افزود: البته مدیریت جشنواره تا حدی میتواند با سیاستگذاری خوب، جذب حداکثری هنرمندان، پخش بهتر و گسترش در شهرهای مختلف، اوضاع را بهبود بخشد. اما ریشهی اصلی مشکلات، به سطح کلانتر و سیاستهای فرهنگی کلی کشور بازمیگردد.
محمدینژاد یادآور شد: عمدهی مشکلاتی که الان در بخش فرهنگی و خستگی جامعهی هنری میبینیم، ناشی از مسائلی مثل مهاجرت هنرمندان (نه فقط فیزیکی، بلکه مهاجرت به معنای خستگی و کنارهگیری از فعالیت هنری) است. وقتی هنرمندان فعال، خسته شوند یا از فعالیت خود نتیجهی کافی نبینند، طبیعتاً سوخت جشنوارهها و هنر و فرهنگ نیز تحلیل میرود. پویایی جشنواره در گرو حل این مسائل کلان است که کارشناسان متخصص باید دربارهاش صحبت کنند.
الگوبرداری از جشنوارههای جهانی؛ ایجاد مارکت حرفهای
این کارگردان با اشاره به مؤلفههای موفق جشنوارههای بینالمللی، بر یک مؤلفهی خاص تأکید کرد: ارتباط جشنواره با صنعت سینما و سرگرمی از طریق برگزاری مارکت (بازار فروش).
کارگردان «نبرد با خرچنگ» توضیح داد: در جشنوارههای بزرگ دنیا، همزمان با جشنواره یا با فاصلهای مشخص، یک مارکت برگزار میشود. مثلاً در جشنواره انیمیشن انسی، مارکت میفا و در جشنواره کن، مارکت میپکام را داریم که من خود دو سال پیش در آن شرکت کردم. آنجا به شکل بسیار حرفهای، تولیدکنندگان و خریداران فیلم را به هم مرتبط میکنند. در همان سال، ۱۱ هزار تولیدکننده و ۳ هزار خریدار (شبکههای تلویزیونی، دیستریبیوتورها و…) حضور داشتند و میلیاردها دلار مبادله تجاری انجام شد.
وی با مقایسه این مارکتها در ایران گفت: چنین چیزی در جشنوارههای ما یا کاملاً جایش خالی است و یا اگر هست، آنچنان حرفهای و کامل برگزار نمیشود. هرچند در چند سال اخیر شاهد برگزاری مارکتهایی در ایران بودهایم، اما کیفیت و کمیت آنها قابل قیاس با نمونههای جهانی نیست.
توصیهی کلیدی به کارگردانان جوان؛ زیباییشناسی بر تکنیک اولویت دارد
محمدینژاد که سالهاست در دانشگاه تدریس میکند، در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوانیم از ظرفیتهای موجود عبور کنیم و به سمت یک سینمای کودکِ طرازِ اول جهانی حرکت کنیم؟، مهمترین توصیهی خود را اینگونه بیان کرد: به اصول بنیادین و زیباییشناسی فیلمسازی، بسیار بیشتر از تکنیکها اهمیت دهید. من جوانان زیادی را میبینم که به فیلمسازی (انیمیشن یا رئال) علاقه دارند، اما آنقدر درگیر تکنیک میشوند که از اصولی مثل زیباییشناسی فیلمنامه، کارگردانی و مطالعهی کتابهای داستانی غافل میشوند. مثلاً کارگردان جوانی را میبینیم که در یک فیلم چهار، پنج دقیقهای، انواع تکنیکهای فیلمبرداری و کاتها را رعایت کرده، اما فیلمش فاقد اوج، فراز و نشیب، تعلیق و غافلگیری است؛ یعنی از نظر زیباییشناسی میلنگد.
به گفته این کارگردان، یک فیلمساز خوب باید رمان بخواند، داستان بخواند، فیلم ببیند و مشابه همان لذتی که خود از این آثار میبرد را به مخاطب منتقل کند.
چشمانداز دههی پیشِ رو؛ نسل جدید و هوش مصنوعی، دو مسئلهی محوری
وی در خصوص آیندهی سینمای کودک، به دو مسئلهی اساسی اشاره و هر دو را مثبت ارزیابی کرد، هرچند چالشهایی نیز برایشان متصور شد:
نخست، نسل جدید فیلمسازان: نسل جدیدی که در راه است، بنیانهای تفکری و نگاهش به زندگی با ما تفاوت دارد. این نگاه را به فیلمسازی خود نیز منتقل خواهند کرد. ممکن است برخی مسائل را عمیقتر ببینند و از برخی مسائل که برای ما مهم بوده، عبور کنند. این یک تیغ دو لبه است؛ هم میتواند تحولآفرین باشد و هم ممکن است برخی داشتههای خوب را از دست بدهیم، اما در کل به نگاه جدید این نسل خیلی امیدوارم.
دوم، فناوری و هوش مصنوعی: با انقلاب هوش مصنوعی، نه تنها در دهههای پیش رو، بلکه در سالهای آینده شاهد فیلمهای بسیار متفاوتی خواهیم بود. به زودی فیلمهای رئالی میبینیم که در ظاهر دیجیتال به نظر نمیرسند اما کاملاً با هوش مصنوعی ساخته شدهاند. انیمیشنها هم کمهزینهتر و با کیفیتتر میشوند و کمیتشان افزایش مییابد. این ظرفیتهای بزرگ، نیازمند استقبال ماست.
اما این کارگردان چالش بزرگ را عدم دسترسی جوانان به این ابزارها دانست و گفت: در همین یک سال گذشته، دانشجویان من به شدت در مضیقه بودند و از دسترسی به هوش مصنوعی محرومند؛ چه به دلیل تحریمها و چه نقص اینترنت. متأسفانه ۹۹ درصد نسل جوان ما از این ابزارها بیبهرهاند. اگر بستری برای دسترسی آنها فراهم کنیم، یک انقلاب بزرگ در سینمای کودک کشور رخ خواهد داد.
مهمترین گمشدهی بینالمللی؛ قوانین انتشار و فروش حرفهای
محمدینژاد در پاسخ به آخرین پرسش، یعنی مهمترین گمشدهی سینمای کودک برای دیدهشدن در عرصهی بینالملل گفت: بزرگترین گمشدهی سینمای کودک ایران برای دیده شدن در عرصهی بینالملل، بحث ترجمه، دوبله و انتشار است. بدون شک، فیلمها باید به انگلیسی یا دیگر زبانهای پربیننده دوبله شوند و نمیتوان فقط به زیرنویس (به جز برای جشنوارهها) امید داشت. این کار نیازمند سرمایهگذاری است که شاید حتی از خود تولید هم بیشتر باشد.
اما مهمترین و برجستهترین نکتهای که وی مطرح کرد، ناآشنایی حرفهایهای ایرانی با قوانین بینالمللی انتشار بود، متأسفانه حتی بسیاری از حرفهایهای سینما و رسانهی ما از اصول و روشهای انتشار بینالمللی بیخبرند. مثلاً اگر بخواهیم با یک کمپانی خارجی قرارداد ببندیم، به جرأت میتوانم بگویم که بسیاری از حرفهایهای ایران، ۹۹ درصد از اصطلاحات رایج این صنعت را نمیدانند. وقتی ما فروشندهی حرفهای و شرکتهای متخصص در پخش بینالمللی نداشته باشیم، نمیتوانیم به درستی مذاکره کنیم و فیلمها را به شبکههای جهانی بفروشیم.
وی با اشاره به تجربهی شخصی خود گفت: من در سالهای گذشته، به عنوان یکی از معدود افراد، موفق شدم پخش بینالمللی داشته باشم و یکی از سریالهای انیمیشنیمان در دهها شبکهی بینالمللی انگلیسیزبان پخش میشود. در این مسیر، متوجه شدم که دنیای پخش بینالمللی با ایران زمین تا آسمان تفاوت دارد و ما اصطلاحات، قواعد و تکنیکهای مذاکره و فروش را بلد نبودیم. خوشبختانه با یادگیری این اصول، دیدیم که چقدر راحت و قوی میتوان فیلمهای ایرانی را فروخت. اگر این بازار باز شود، امیدواری بسیار بزرگی برای تولید ایجاد میشود.



