«پانا» در آستانه سی‌وهشتمین جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان، تاریخ این رویداد را مرور می‌کند؛ قسمت چهاردهم

جشنواره در جست‌وجوی هویت تازه؛ از «دزد و پری» تا «تابستان طولانی»

پانا – دوره‌های بیست‌وهفتم و بیست‌وهشتم جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان، دوره تغییرات و بازتعریف بودند؛ جشنواره‌ای که پس از تجربه میزبانی همدان و بازگشت به اصفهان، تلاش داشت جایگاه خود را در میان مخاطبان کودک و نوجوان تثبیت کند. فیلم‌هایی مانند «دزد و پری»، «تابستان طولانی»، «دوچرخه‌باز»، «مبارک» و «فرار از اردو» نشان دادند سینمای کودک همچنان میان دو مسیر حرکت می‌کند؛ مسیری که به خیال، فانتزی و سرگرمی توجه دارد و مسیری که دغدغه‌های اجتماعی و واقعیت‌های زندگی کودکان را دنبال می‌کند.

جشنواره در جست‌وجوی هویت تازه؛ از «دزد و پری» تا «تابستان طولانی»
جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان در دهه چهارم فعالیت خود با یک پرسش مهم روبه‌رو شده بود؛ چگونه می‌توان میان یک جشنواره باسابقه و نیازهای جدید مخاطبان کودک ارتباط برقرار کرد؟
در سال‌هایی که کودکان بیش از گذشته با محصولات تصویری متنوع داخلی و خارجی مواجه بودند، سینمای کودک ایران نیاز داشت علاوه بر حفظ هویت فرهنگی خود، زبان تازه‌ای برای ارتباط با نسل جدید پیدا کند.
دوره‌های بیست‌وهفتم و بیست‌وهشتم در چنین شرایطی برگزار شدند؛ دوره‌هایی که از یک‌سو شاهد حضور فیلم‌هایی با نگاه متفاوت به جهان کودک بودند و از سوی دیگر، همچنان با چالش‌های قدیمی مانند محدودیت اکران و فاصله میان جشنواره و مخاطب مواجه بودند.

دوره بیست‌وهفتم؛ جشنواره در اصفهان ادامه یافت
بیست‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۹۳ در اصفهان برگزار شد. ادامه میزبانی اصفهان نشان می‌داد که برگزارکنندگان قصد داشتند پس از سال‌ها تغییر محل برگزاری، ثبات بیشتری به جشنواره بدهند.
در این دوره تلاش شد بخش‌های مختلف جشنواره با حضور آثار داخلی و خارجی، برنامه‌های آموزشی و فعالیت‌های مرتبط با کودکان، فضای گسترده‌تری پیدا کند. با این حال، مسئله اصلی همچنان فراتر از چند روز برگزاری جشنواره بود؛ اینکه آیا این رویداد می‌تواند به جریان دائمی برای سینمای کودک تبدیل شود یا همچنان تنها یک اتفاق سالانه باقی می‌ماند.

«دزد و پری»؛ تلاش برای بازگشت سرگرمی به سینمای کودک
یکی از فیلم‌های مورد توجه دوره بیست‌وهفتم، «دزد و پری» به کارگردانی حسین قناعت بود؛ فیلمی که تلاش می‌کرد بار دیگر عنصر سرگرمی و خیال را به سینمای کودک بازگرداند.
حسین قناعت از جمله فیلمسازانی بود که بخش مهمی از فعالیت خود را به سینمای کودک اختصاص داده است. «دزد و پری» نیز در ادامه همین مسیر، تلاش داشت با استفاده از موقعیت‌های فانتزی و فضای شاد، مخاطب کودک را با جهانی متفاوت روبه‌رو کند.
یکی از نیازهای مهم سینمای کودک ایران، ساخت فیلم‌هایی است که کودک را صرفاً مخاطب آموزش و پیام‌های اخلاقی نبینند. کودک پیش از هر چیز به داستان، هیجان، خنده و تخیل نیاز دارد.
در بسیاری از دوره‌ها، یکی از انتقادهای مطرح درباره سینمای کودک این بود که آثار این حوزه بیش از اندازه به انتقال پیام توجه می‌کنند و کمتر به جذابیت سینمایی و تجربه سرگرم‌کننده کودک اهمیت می‌دهند. فیلم‌هایی مانند «دزد و پری» تلاش داشتند این تعادل را دوباره برقرار کنند.

«تابستان طولانی»؛ روایت کودکی در دل تغییرات
در کنار آثار فانتزی، فیلم‌هایی نیز حضور داشتند که به تجربه‌های واقعی‌تر کودکان توجه می‌کردند. «تابستان طولانی» ساخته علی خزاعی‌فر از جمله آثاری بود که به جهان کودکی، خانواده و تغییرات زندگی نوجوانان نگاه داشت.
یکی از ویژگی‌های مهم سینمای کودک ایران، توجه به دوره گذار کودکی به نوجوانی است؛ دوره‌ای که شخصیت فرد شکل می‌گیرد و پرسش‌های تازه‌ای درباره خانواده، جامعه و آینده به وجود می‌آید.
پرداختن به این دوره سنی نیازمند شناخت دقیق مخاطب است؛ زیرا نوجوان نه مانند کودک خردسال با جهان خیال صرف ارتباط برقرار می‌کند و نه دغدغه‌های بزرگسالان را بدون واسطه می‌پذیرد.
«تابستان طولانی» در همین مسیر تلاش می‌کرد بخشی از تجربه‌های انسانی دوران کودکی و نوجوانی را روایت کند؛ تجربه‌هایی که برای مخاطب ایرانی آشنا و قابل لمس هستند.

دوره بیست‌وهشتم؛ بازگشت جشنواره به اصفهان
بیست‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۹۴ بار دیگر در اصفهان برگزار شد. استمرار برگزاری جشنواره در یک شهر، می‌توانست فرصت ایجاد یک هویت پایدار برای این رویداد را فراهم کند.
در این دوره نیز تنوع آثار حاضر نشان می‌داد سینمای کودک ایران همچنان مسیرهای مختلفی را تجربه می‌کند؛ از فیلم‌های فانتزی و تخیلی گرفته تا آثار اجتماعی و خانوادگی.
اما در کنار این تنوع، یک مشکل قدیمی همچنان وجود داشت؛ بسیاری از فیلم‌هایی که در جشنواره دیده می‌شدند، برای رسیدن به مخاطب عمومی مسیر دشواری داشتند.

«مبارک»؛ تجربه‌ای متفاوت از پیوند سنت و فناوری
یکی از مهم‌ترین آثار این دوره، «مبارک» به کارگردانی محمدرضا نجفی امامی بود؛ فیلمی که تلاش داشت میان یک شخصیت سنتی ایرانی و تکنیک‌های جدید سینمایی ارتباط ایجاد کند.
استفاده از عروسک مبارک، یکی از شخصیت‌های شناخته‌شده نمایش ایرانی، در قالب یک فیلم سینمایی، نشان‌دهنده تلاش برای استفاده از میراث فرهنگی ایران در قالبی تازه بود.
این فیلم نشان می‌داد که سینمای کودک ایران برای رقابت با جهان نیاز ندارد صرفاً الگوهای خارجی را تکرار کند. فرهنگ ایرانی خود دارای شخصیت‌ها و روایت‌هایی است که در صورت پرداخت درست، ظرفیت تبدیل شدن به آثار جذاب برای نسل جدید را دارند.
با این حال، تبدیل ایده‌های فرهنگی به محصولی موفق نیازمند سرمایه‌گذاری، فناوری مناسب و برنامه‌ریزی دقیق است؛ مسیری که همیشه برای سینمای کودک آسان نبوده است.«فرار از اردو»؛ بازگشت به ماجراجویی نوجوانانه
در کنار فیلم‌های فانتزی و آثار اجتماعی، «فرار از اردو» به کارگردانی غلامرضا رمضانی از جمله آثاری بود که تلاش می‌کرد فضای ماجراجویانه و تجربه‌های جمعی نوجوانان را به تصویر بکشد.
اردو، مدرسه و روابط میان همسالان، بخش مهمی از تجربه زیسته بسیاری از کودکان و نوجوانان است؛ موقعیت‌هایی که می‌توانند زمینه شکل‌گیری داستان‌هایی پرتحرک و در عین حال نزدیک به دنیای واقعی مخاطب باشند.
یکی از مشکلات همیشگی سینمای نوجوان، کمبود فیلم‌هایی است که شخصیت نوجوان را جدی بگیرند. بسیاری از آثار یا به سمت کودک خردسال می‌روند یا دغدغه‌های بزرگسالان را به نوجوان تحمیل می‌کنند. درحالی‌که نوجوانی دوره‌ای مستقل با ویژگی‌ها، نگرانی‌ها و هیجان‌های خاص خود است.
فیلم‌هایی که به دوستی، استقلال، تجربه‌های تازه و رابطه نوجوان با خانواده و جامعه توجه می‌کنند، می‌توانند به شکل مستقیم‌تری با این گروه سنی ارتباط برقرار کنند.

سینمای کودک میان خیال و واقعیت
مرور آثار دوره‌های بیست‌وهفتم و بیست‌وهشتم نشان می‌دهد سینمای کودک ایران همچنان میان دو قطب مهم در حرکت بود.
از یک سو، فیلم‌هایی مانند «دزد و پری» و «مبارک» تلاش می‌کردند با تکیه بر تخیل، شخصیت‌های فانتزی و عناصر فرهنگی، جهان متفاوتی برای کودکان بسازند.
از سوی دیگر، آثاری مانند «تابستان طولانی» و دیگر فیلم‌های اجتماعی این دوره، تلاش داشتند به مسائل واقعی‌تر زندگی کودکان و نوجوانان بپردازند.
هر دو مسیر برای سینمای کودک ضروری هستند. کودک هم به رؤیا و تخیل نیاز دارد و هم باید بتواند تجربه‌های واقعی زندگی خود را روی پرده سینما ببیند.
مشکل زمانی ایجاد می‌شود که یکی از این دو مسیر کاملاً حذف شود. سینمای کودک بدون خیال، خشک و آموزشی می‌شود و بدون توجه به واقعیت‌های زندگی، از تجربه مخاطب فاصله می‌گیرد.

جشنواره؛ ویترین فیلم‌ها یا موتور حرکت سینمای کودک؟
دوره‌های بیست‌وهفتم و بیست‌وهشتم بار دیگر این پرسش را مطرح کردند که نقش اصلی جشنواره کودک چیست؟
آیا جشنواره فقط باید محلی برای نمایش و داوری فیلم‌ها باشد یا باید نقش فعال‌تری در شکل‌گیری آینده سینمای کودک داشته باشد؟
یک جشنواره موفق می‌تواند علاوه بر اهدای جایزه، به تولید، معرفی و توزیع آثار کمک کند. می‌تواند ارتباط میان فیلمساز، مدرسه، خانواده و مخاطب را تقویت کند و از تبدیل‌شدن فیلم‌های کودک به آثار کوتاه‌عمر جلوگیری کند.
اما تجربه سال‌های گذشته نشان داده بود که بخش مهمی از مسیر پس از جشنواره خارج از کنترل خود جشنواره قرار دارد. نبود برنامه منظم اکران، محدودیت سالن‌های مناسب کودک و ضعف تبلیغات، همچنان مانعی جدی برای دیده‌شدن آثار بود.

پروانه‌هایی که برای پرواز به بال‌های بیشتری نیاز داشتند
دوره‌های بیست‌وهفتم و بیست‌وهشتم جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان، دوره تلاش برای پیدا کردن زبان تازه بودند.
در این دوره‌ها، فیلمسازان تلاش کردند میان فرهنگ ایرانی، تکنیک‌های جدید، نیازهای مخاطب امروز و تجربه‌های جهانی سینمای کودک ارتباط برقرار کنند.
«دزد و پری»، «تابستان طولانی»، «مبارک» و دیگر آثار حاضر در این دوره‌ها نشان دادند که سینمای کودک ایران همچنان از نظر ایده و استعداد با کمبود مواجه نیست.
مسئله اصلی همچنان ساختن یک مسیر پایدار برای رساندن این آثار به مخاطب بود.
کودکی که باید مخاطب اصلی این فیلم‌ها باشد، نباید فقط در چند روز جشنواره حضور داشته باشد. او باید بتواند در طول سال، در شهرهای مختلف و در شرایط مناسب، فیلم‌هایی را ببیند که برای او ساخته شده‌اند.
جشنواره می‌تواند نقطه شروع باشد، اما زمانی موفق خواهد بود که پایان مسیر فیلم نباشد.
دوره‌های بیست‌وهفتم و بیست‌وهشتم نشان دادند جشنواره کودک در حال عبور از یک مرحله تاریخی است؛ مرحله‌ای که در آن دیگر تنها برگزاری یک رویداد سالانه کافی نیست و نیاز به تعریف دوباره ارتباط میان جشنواره، سینمای کودک و مخاطب احساس می‌شود.
در قسمت پانزدهم این پرونده، دوره‌های بیست‌ونهم و سی‌ام بررسی می‌شود؛ دوره‌هایی که جشنواره وارد دهه چهارم فعالیت خود شد و با تغییرات جدید مدیریتی، بازگشت به ریشه‌های جشنواره و تلاش برای احیای ارتباط با مخاطب کودک همراه بود.