رهبر قنبری از فیلم جدیدش «پلک پریشان پروانه» که قرار است در جشنواره فیلم کودک و نوجوان به نمایش درآید ، سخن گفت.
فیلم سینمایی «پلک پریشان پروانه» تازهترین ساخته رهبر قنبری، تهیهکننده و کارگردان سینمای ایران که قرار است در جشنواره کودک و نوجوان به نمایش درآید، فیلمی است که ریشه در یک مستند ناتمام دارد و در نهایت به یک رمان ۱۳ فصلی و سپس فیلمنامهای سینمایی تبدیل شد.
این فیلم ساز که فیلم های چون «پرنده باز کوچک» و «او» را در کارنامه فیلم سازیاش دارد در گفتوگو با ایسنا از همسایههایی میگوید که پس از شهادتشان تازه شناخته شدند، از مرکز نگهداری کودکان معلول و بیسرپرست که در فاصله ۳۰ تا ۴۰ متری محل اصابت موشک قرار داشت و از کودکی که سرنوشتش، محور اصلی فیلم شد.
رهبر قنبری درباره ایده اولیه فیلمش به ایسنا گفت: ایده از همان جنگ ۱۲ روزه سال گذشته شکل گرفت. من در محلهای زندگی میکنم که دو چهره علمی، همسایهمان بودند. من آنها را میشناختم، اما همسایهها معمولاً یکدیگر را نمیشناسند. بعد فهمیدم مورد تهاجم قرار گرفتند و شهید شدهاند، در حالی که در آن حمله ناجوانمردانه زنان و مردان بسیاری نیز شهید شده بودند و بچههای زیادی وسط این ماجرا بودند.
او یادآور شد: در جنگ تحمیلی ۴۰ روزه، در مطبوعات خواندم که جایی را با موشک و بمب زده بودند که ۳۰ تا ۴۰ متری آن، مرکز نگهداری کودکان بیسرپرست یا معلول بود. بعد رفتم تحقیق کردم و متوجه شدم ساعت یک ربع به یک شب، مقابل این مرکز را با موشک و بمب زده بودند. سه نفر شهید و ۳۵ نفر زخمی شده بودند. موج انفجار عظیمی ساختمان را گرفته بود. نکته اینکه بچههای معلول همه زیر چهار سال بودند. این اتفاق برای من دغدغهای شد که بخواهم مستندی دربارهاش بسازم.
او ادامه داد: عکاسی کردم و فیلم گرفته بودم اما بعد با خودم فکر کردم شاید این ابعاد برای یک فیلم مستند مناسب نباشد. چون شما موضوع را واقعی میبینید، ممکن است خیال کنید تمام ابعاد قبل و بعد آن را هم میفهمید. دقیقاً داستان اینجا پیش میآید و در نهایت نشستم و یک رمان ۱۳ فصلی در ۲۲۰ صفحه نوشتم.
رهبر قنبری در پاسخ به اینکه کدام وجه رمان باعث شد که آن را به فیلم تبدیل کند، گفت: یک فصل از رمان مرا درگیر خود کرد؛ این سؤال که تکلیف بچههایی که در این مرکز پدر ندارند، مادر ندارند، در آن شرایط چه میشود؟ آن هم زمانی که اوج جنگ است و شیفت شب، توانایی مدیریت این همه کودک را ندارد. بعدا متوجه شدم این مرکز یک فراخوان داده تا بچهها در میان خانواده های که در همسایگی این مرکز هستند، تقسیم شوند و هر کس یک بچه بیسرپرست را تا آرام شدن اوضاع نگهداری کند. بعدا من فکر کردم اگر بخواهم همه ابعاد این ماجرا را بسنجم، ناظر خودم هستم بنابراین به جای خودم یک کاراکتر خلق کردم؛ یک استاد ادبیات که مأمور شده از شهر دیگری در دانشگاه آن منطقه، مدتی تدریس کند. با زنش آمده. زنش معلم مدرسه متوسطه است. این استاد دانشگاه و همسرش بچه ندارند و آن شب مجبور میشوند که بروند کمک و یک بچهای را برمیدارند و میآورند خانهشان و ماجرای فیلم از اینجا شروع میشود.

موشکهای آمریکا، کودکان بیسرپرست و جنگی که خیلی از داستانهایش را ندیدیم
رهبر قنبری درباره پروسه تولید فیلم یادآور شد: از سوم شهریور ماه امسال کار را شروع کردیم. ولی من رسماً از اردیبهشت ماه درباره این موضوع تحقیق میکردم. متن مستند هم همان زمان حاضر شد، بعد از آن فکر کردم باید داستان بنویسم، چون مستند را خوانده بودم و من را نسبت به ساختش قانع نکرد و بالاخره یک ماه زمان گذاشتم و متن سینماییاش را نوشتم. بعد رفتم سراغ فارابی، آنجا در پیچینگ شرکت کردم و قبول شدم. البته آنها نظرشان این بود که مستند جواب نمیدهد. مستقیم داستانش کردم و ساختم و خدا را شکر همه عوامل از روی علاقه شخصی سر کار آمدند و توانستیم فیلم را به جشنواره کودک برسانیم.

موشکهای آمریکا، کودکان بیسرپرست و جنگی که خیلی از داستانهایش را ندیدیم
رهبر قنبری درباره بازیگران فیلم نیز خاطرنشان کرد: بازیگران تجربههای در عرصه سینما و تیاتر داشتند و کودک فیلم «ماهنی فردی انور» که نابغه بود و به کار کمک کرد.
او از مهدی رحیمی، مهری خوبان دو بازیگری نام برد که نقش اصلی زن و مرد فیلم را بازی می کنند.
رهبر قنبری درباره اکران فیلمش پس از جشنواره فیلم کودک گفت: همیشه سعی کردم وفادارترین انسان برای مردم کشورم باشم. توصیه پدر و مادرم همیشه این بود که اگر در شادمانی یک ملت شرکت میکنی، در غمشان هم شرکت کن. پس هر اتفاقی در کشور بیافتد حتی اگر شرایط سینما خوب نباشد ما فیلم را اکران میکنیم البته به شرطی که امکان و نوبت اکران به ما برسد. من حاضرم فیلم به صورت رایگان، پخش شود تا حداقل در کنار غم مردم شریکشان باشم.
او درباره کار جدیدش گفت : بر روی یک موضوعی در ادامه همین فیلم قبلی کار میکنم، همانطور که گفتم خیلی از خانوادهها بچههای بیسرپرست را نگهداری کردند تا اوضاع سامان پیدا کند و دوباره به مراکز نگهدای کودکان برگردانند اما نکته این است که خیلی از خانوادهها به این بچهها وابسته شدند، این موضوع فیلم جدیدم است.

موشکهای آمریکا، کودکان بیسرپرست و جنگی که خیلی از داستانهایش را ندیدیم
از عوامل اصلی «پلک پریشان من» میتوان از مدیر فیلمبرداری: سیروس کفاش، تدوین: محمدعلی حقپرست، صدابردار: علیرضا نویننژاد
صداگذار: علی نوری، طراح صحنه و لباس: حسین خلیلی، رعنا الهیفر، طراح لباس: مهدیس سیدالهاشمی موسیقی: نیما عظیمینژاد
چهرهپرداز: مهدیس سیدالهاشمی، منشی صحنه: ماهرخ کیانیان و بازیگران: مهدی رحیمی، مهری خوبان، ماهنی فردیانور، فرنوش عباسزاده، محمدرضا حکیمپناه نام برد.




