«پانا» در آستانه سی‌وهشتمین جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان، تاریخ این رویداد را مرور می‌کند؛ قسمت شانزدهم

جشنواره در سال‌های تغییر؛ از «پاستاریونی» تا «بیست‌وسه نفر» و جست‌وجوی دوباره مخاطب نوجوان

پانا- دوره‌های سی‌ویکم و سی‌ودوم جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان، هم‌زمان با ورود این رویداد به سال‌های پایانی دهه ۱۳۹۰ برگزار شدند؛ سال‌هایی که سینمای کودک و نوجوان در کنار فرصت‌های تازه، با چالش‌های تازه‌تری نیز روبه‌رو بود. فیلم‌هایی مانند «پاستاریونی»، «بیست‌وسه نفر»، «ضربه فنی»، «کاتی و ستاره» و «باغ‌های زرد» تلاش کردند بخش‌های مختلف جهان کودک و نوجوان را روایت کنند؛ از خیال و سرگرمی تا تاریخ، هویت و مسائل اجتماعی. با این حال، همچنان یک پرسش مهم باقی مانده بود: چگونه می‌توان مخاطب کودک و نوجوان را در عصر تغییرات سریع رسانه‌ای دوباره با سینما همراه کرد؟

جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان در آغاز دهه چهارم فعالیت خود دیگر تنها با مسئله تولید فیلم مواجه نبود؛ بلکه باید به تغییرات گسترده در شیوه مصرف فرهنگی کودکان نیز پاسخ می‌داد.

نسل جدید کودکان و نوجوانان، برخلاف دهه‌های گذشته، تنها با سینما، تلویزیون و برنامه‌های محدود تصویری ارتباط نداشتند. گسترش فضای مجازی، بازی‌های رایانه‌ای و دسترسی آسان‌تر به محتوای تصویری، میدان رقابت را برای سینمای کودک گسترده‌تر کرده بود.

در چنین شرایطی، جشنواره علاوه بر معرفی فیلم‌ها، باید به این پرسش پاسخ می‌داد که سینمای کودک چگونه می‌تواند دوباره جایگاه خود را در میان انتخاب‌های متنوع مخاطب پیدا کند.

دوره سی‌ویکم؛ ادامه مسیر در اصفهان

سی‌ویکمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۹۷ در اصفهان برگزار شد. استمرار برگزاری جشنواره در این شهر، تلاش داشت ارتباط میان هویت شهری اصفهان و این رویداد فرهنگی را تقویت کند.

در این دوره نیز بخش‌های مختلف جشنواره میزبان فیلم‌هایی بودند که نگاه‌های متفاوتی به کودک و نوجوان داشتند. برخی آثار به سمت فضای شاد و سرگرم‌کننده رفتند و برخی دیگر دغدغه‌های جدی‌تر نسل نوجوان را دنبال کردند.

یکی از ویژگی‌های مهم این دوره، حضور پررنگ‌تر فیلم‌هایی بود که تلاش می‌کردند نوجوان را به‌عنوان مخاطبی مستقل ببینند؛ مخاطبی که نیازهایش با کودک خردسال متفاوت است.

سال‌ها یکی از مسائل سینمای کودک ایران، قرار گرفتن همه گروه‌های سنی زیر عنوان کلی «کودک و نوجوان» بود. در حالی که فاصله میان یک کودک هفت‌ساله و یک نوجوان پانزده‌ساله، تنها چند سال اختلاف سنی نیست؛ بلکه تفاوتی جدی در نوع نگاه، دغدغه و سلیقه ایجاد می‌کند.

«پاستاریونی»؛ تلاش برای ساخت سینمای کودکِ سرگرم‌کننده

یکی از آثار مورد توجه دوره سی‌ویکم، «پاستاریونی» به کارگردانی سهیل موفق بود؛ فیلمی که تلاش می‌کرد با ترکیب فضای خانوادگی، طنز و ماجراجویی، تجربه‌ای متفاوت برای مخاطب کودک و خانواده ایجاد کند.

یکی از نیازهای همیشگی سینمای کودک، ساخت فیلم‌هایی بوده است که بتوانند هم کودک را جذب کنند و هم خانواده را به تماشای اثر همراه کنند. بسیاری از موفق‌ترین تجربه‌های سینمای کودک در جهان نیز آثاری هستند که مخاطب کودک را هدف می‌گیرند، اما برای والدین نیز جذابیت دارند.

«پاستاریونی» در همین مسیر حرکت می‌کرد؛ مسیری که می‌خواست سینمای کودک را از قالب صرفاً آموزشی یا پیام‌محور فاصله دهد و بر عنصر سرگرمی و داستان‌گویی تأکید کند.

سینمای کودک زمانی می‌تواند ماندگار شود که کودک پس از پایان فیلم، نه فقط یک پیام اخلاقی، بلکه یک تجربه سینمایی به یادماندنی داشته باشد.

«ضربه فنی»؛ روایت رقابت و دوستی

در همین دوره، «ضربه فنی» به کارگردانی غلامرضا رمضانی نیز از آثاری بود که به دنیای نوجوانان نزدیک شد.

رمضانی در کارنامه خود بارها به تجربه‌های واقعی کودکان و نوجوانان توجه کرده است؛ شخصیت‌هایی که با مسائل روزمره، دوستی‌ها، رقابت‌ها و انتخاب‌های شخصی روبه‌رو هستند.

«ضربه فنی» با قرار دادن نوجوانان در موقعیتی رقابتی، تلاش می‌کرد مفاهیمی مانند همکاری، اعتماد و رابطه میان همسالان را بررسی کند.

اهمیت چنین آثاری در این است که نوجوان را نه یک شخصیت فرعی در داستان بزرگسالان، بلکه قهرمان اصلی روایت می‌بینند.

دوره سی‌ودوم؛ جشنواره و بازگشت جدی‌تر به سینمای نوجوان

سی‌ودومین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۹۸ برگزار شد؛ دوره‌ای که با حضور آثار متنوع، تلاش داشت بخش نوجوان را بیش از گذشته مورد توجه قرار دهد.

در این دوره، سینمای کودک و نوجوان بار دیگر با یک مسئله اساسی مواجه بود؛ چگونه می‌توان میان گذشته پرافتخار این سینما و نیازهای نسل جدید ارتباط ایجاد کرد؟

بسیاری از فیلم‌های موفق دهه‌های گذشته، متعلق به زمانی بودند که شرایط اجتماعی، رسانه‌ای و حتی سبک زندگی کودکان متفاوت بود. بنابراین تکرار فرمول‌های قدیمی نمی‌توانست پاسخگوی مخاطب جدید باشد.

«بیست‌وسه نفر»؛ نوجوانان در دل تاریخ

یکی از مهم‌ترین آثار دوره سی‌ودوم، «بیست‌وسه نفر» به کارگردانی مهدی جعفری بود؛ فیلمی که به روایت گروهی از نوجوانان ایرانی در دوران جنگ تحمیلی می‌پرداخت.

این فیلم تلاش می‌کرد تجربه نوجوانان را در یکی از مهم‌ترین مقاطع تاریخی ایران بازنمایی کند؛ نوجوانانی که در شرایط جنگی، با موقعیت‌هایی فراتر از سن خود مواجه شدند.

حضور چنین فیلمی در جشنواره کودک و نوجوان، بار دیگر بحث درباره مرزهای این سینما را مطرح کرد. آیا فیلم نوجوان باید الزاماً فضای شاد و کودکانه داشته باشد یا می‌تواند به موضوعات تاریخی و جدی نیز بپردازد؟

تجربه «بیست‌وسه نفر» نشان داد که نوجوان می‌تواند مخاطب آثاری باشد که مسائل بزرگ‌تر را روایت می‌کنند؛ به شرط آنکه زبان فیلم با دنیای او هماهنگ باشد.«کاتی و ستاره»؛ بازگشت به جهان خیال و دوستی

در کنار آثار تاریخی و اجتماعی، دوره سی‌ودوم جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان میزبان فیلم‌هایی بود که تلاش می‌کردند جهان خیال‌پردازانه کودک را حفظ کنند. «کاتی و ستاره» به کارگردانی رضا مجلسی از جمله آثاری بود که با تکیه بر تخیل و ماجراجویی، به دنبال ارتباط با مخاطب کودک رفت.

سینمای کودک بدون عنصر خیال، بخش مهمی از جذابیت خود را از دست می‌دهد. کودک با تخیل رشد می‌کند و جهان داستانی برای او تنها یک سرگرمی نیست؛ بلکه راهی برای شناخت ترس‌ها، آرزوها و تجربه‌های تازه است.

در دوره‌ای که بسیاری از کودکان با حجم گسترده‌ای از محصولات فانتزی خارجی روبه‌رو بودند، ساخت آثاری که بتوانند جهان خیال را با عناصر فرهنگی و داستانی ایرانی پیوند دهند، اهمیتی دوچندان داشت.

«کاتی و ستاره» نیز در همین مسیر قرار می‌گرفت؛ تلاش برای ساخت جهانی که کودک ایرانی بتواند در آن هم شگفتی را تجربه کند و هم با فضای فرهنگی نزدیک به خود ارتباط برقرار کند.

جشنواره‌ای میان خاطره گذشته و مخاطب امروز

مرور دوره‌های سی‌ویکم و سی‌ودوم نشان می‌دهد جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان در سال‌های پایانی دهه ۱۳۹۰ با یک دوگانگی مهم روبه‌رو بود.

از یک طرف، این جشنواره پشتوانه‌ای طولانی از تجربه، فیلم‌های ماندگار و فیلمسازان شناخته‌شده داشت. از طرف دیگر، مخاطب امروز دیگر همان مخاطب دهه‌های گذشته نبود.

کودک و نوجوان امروز انتخاب‌های فراوانی دارد و برای جذب او، تنها ساخت فیلمی با موضوع کودک کافی نیست. فیلم باید بتواند از نظر داستان، شخصیت‌پردازی، ریتم و جذابیت بصری با استانداردهای جدید رقابت کند.

این تغییر شرایط، سینمای کودک را مجبور می‌کرد که بیش از گذشته به شناخت مخاطب توجه کند.

بخش بین‌الملل؛ پنجره‌ای به تجربه‌های جهانی

مانند دوره‌های گذشته، بخش بین‌الملل نیز یکی از بخش‌های مهم جشنواره‌های سی‌ویکم و سی‌ودوم بود. حضور فیلم‌هایی از کشورهای مختلف، فرصتی فراهم می‌کرد تا کودکان و فیلمسازان ایرانی با شیوه‌های متفاوت روایت در سینمای کودک جهان آشنا شوند.

سینمای کودک در کشورهای مختلف مسیرهای متفاوتی را طی کرده است؛ برخی کشورها بر فانتزی و سرگرمی تأکید دارند، برخی به مسائل اجتماعی کودکان می‌پردازند و برخی دیگر از ترکیب این دو مسیر استفاده می‌کنند.

تماشای این آثار می‌تواند به فیلمسازان ایرانی کمک کند تا ضمن حفظ هویت فرهنگی، با زبان‌های تازه سینمای کودک نیز آشنا شوند.

البته حضور فیلم خارجی زمانی تأثیرگذار است که محدود به نمایش چند اثر در جشنواره نباشد و امکان دسترسی مداوم مخاطبان کودک به سینمای جهان نیز فراهم شود.

مشکل همیشگی؛ فیلم‌هایی که پس از جشنواره گم می‌شوند

یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در دوره‌های سی‌ویکم و سی‌ودوم نیز تکرار شد، مسئله سرنوشت فیلم‌ها پس از جشنواره بود.

جشنواره می‌توانست یک اثر را معرفی کند، برای آن جایزه ایجاد کند و توجه رسانه‌ها را به آن جلب کند؛ اما مسیر رسیدن فیلم به مخاطب، نیازمند سازوکارهای دیگری بود.

فیلم کودک بیش از بسیاری از گونه‌های سینمایی به حمایت در مرحله نمایش نیاز دارد. خانواده‌ها باید از وجود فیلم آگاه شوند، سالن‌های مناسب در اختیار آن قرار بگیرد و امکان نمایش در شهرهای مختلف فراهم شود.

بدون این زنجیره، حتی فیلم‌هایی که در جشنواره موفق هستند، ممکن است نتوانند ارتباط واقعی با مخاطب برقرار کنند.

آغاز دهه تازه؛ سینمای کودک در انتظار تعریف دوباره

دوره‌های سی‌ویکم و سی‌ودوم جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان را می‌توان دوره تلاش برای هماهنگ‌شدن با شرایط جدید دانست.

فیلم‌هایی مانند «پاستاریونی»، «ضربه فنی»، «بیست‌وسه نفر» و «کاتی و ستاره» نشان دادند که سینمای کودک و نوجوان ایران همچنان ظرفیت‌های متفاوتی دارد؛ از سرگرمی و خیال گرفته تا تاریخ و مسائل اجتماعی.

اما این دوره‌ها بار دیگر ثابت کردند که مسئله سینمای کودک تنها تولید فیلم نیست. مهم‌تر از ساخت یک اثر، ایجاد مسیری است که آن فیلم بتواند به مخاطب اصلی خود برسد.

کودک و نوجوان باید در مرکز این چرخه قرار بگیرد؛ از مرحله ایده و تولید گرفته تا نمایش و بازخورد.

پروانه‌هایی برای نسل تازه

جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان در پایان دهه چهارم فعالیت خود، همچنان یکی از مهم‌ترین رویدادهای سینمایی مرتبط با کودک در ایران بود.

دوره‌های سی‌ویکم و سی‌ودوم نشان دادند این جشنواره هنوز ظرفیت ایجاد گفت‌وگو درباره آینده سینمای کودک را دارد، اما برای تأثیرگذاری بیشتر نیازمند پیوند عمیق‌تر با صنعت سینما و مخاطب است.

پروانه‌های زرین همچنان در اختتامیه‌ها اهدا می‌شدند، اما پرواز واقعی این پروانه‌ها زمانی اتفاق می‌افتاد که فیلم‌ها از سالن جشنواره عبور می‌کردند و به خانه‌ها، مدرسه‌ها و سینماهای شهرهای مختلف می‌رسیدند.

در قسمت هفدهم این پرونده، دوره‌های سی‌وسوم و سی‌وچهارم بررسی می‌شود؛ دوره‌هایی که جشنواره با شرایط متفاوتی روبه‌رو شد، از تغییرات اجتماعی و محدودیت‌های ناشی از کرونا تأثیر گرفت و تلاش کرد مسیر تازه‌ای برای ادامه حیات خود پیدا کند.