به گزارش روابط عمومی جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان، فیلم های مستند «روایت میناب»، «مشق جنگ» و «پنجرهها» عصر روز سهشنبه ۱۴ مهرماه در خانه سی و هشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان به نمایش درآمدند و پس از آن نشست رسانهای این آثار برگزار شد.
در این نشست حامد جعفری، محمدرضا تشکری، اویس طوفانی، هادی ناییجی و… نیز حضور داشتند.
در ابتدای این نشست امیررضا دهقانی مستندساز بیان کرد: «مشق جنگ» سومین مستند من است، من هم میدانم که میشد به شیوههای دیگر فیلم را ساخت ولی ترجیح دادم یک ثبت سندی از نگاه بچههای تهران درباره فاجعه جنگ داشته باشم.
دهقانی ادامه داد: میدانم در فرصت و زمانی بهتر میشود کارهای بهتر هم ساخت حتما هم دوستان باسوادتر و فیلمسازتر از من هم هستند که فیلم میسازند ولی من دوست داشتم همین جنگ اخیر و آنچه در ذهن بچهها نسبت به این وقایع بوده ثبت شود. این را هم باید بگویم من به شکل دلی و شخصی خواستم این کار را بسازم و سفارشی از جایی نگرفتم.
وی همچنین بیان کرد: با توجه به ظرفیت تولیدی و لوکیشنی ما و مشکلات در جمع کردن بچهها، کار ما سخت شد. ضمن اینکه این اثر اولین مواجهه من با بچهها در امر فیلمسازی بود اما میخواستم با بچهها به گونهای رفتار کنیم که برونریزی داشته باشند.
سپس حدیث مطوری و مهدی مطوری درباره مستند «پنجرهها» توضیحاتی دادند.
حدیث مطوری بیان کرد: این اولین فیلم ما بود و باید بگویم ما «پنجرهها» را در زمان جنگ رمضان ساختیم، یکروز با پدرم درباره جنگ صحبت میکردیم و او گفت به مدارس سر بزنید پس ما از نزدیک لویکشنها را دیدیم.
وی اضافه کرد: از سوی دیگر ایده ما این بود که از مدارس تخریب شده روایت بسازیم و با دانشآموزان مدارس گفتگو کنیم در نتیجه ایدهها از صحبت با دانشآموزان بیرون آمد. یکی دیگر از چالشهای این کار این بود که باید مرز بازیگر و دوربین را از بین میبردیم.
مهدی مطوری هم گفت: یکی از چالشهای ما بازی گرفتن از بازیگران بود چون همه آنها دانشآموز بودند، حس بازیگر میگرفتند و فیلم از حالت مستندی خارج میشد، بازسازی صحنهها هم سخت بود که باید به شکل تک برداشت کار میکردیم در حالی که ما سه روز بیشتر برای ضبط وقت نداشتیم چون میخواستند مدرسه را بازسازی کنند.
سپس علی خواجه نویسنده و تهیهکننده و عطیه ایزدخواه کارگردان به عنوان کارشناس به بررسی این آثار پرداختند.
خواجه بیان کرد: ما گاهی مسأله ای از کودکان را تصویر میکنیم که کودکان نسبت به آن واکنش دارند و گاهی هم مسایل بزرگسالان را با نگاه کودکان مینگریم و تبدیل به فیلم میکنیم که البته این هم می تواند فیلمی «برای کودک» و هم فیلمی «درباره کودک» به ما بدهد.
وی در بخش دیگر گفت: بچهها در این جامعه زندگی میکنند و متوجه مسایل میشوند اما نوع نگاه کودکان با بزرگسالان متفاوت است مثلا اگر از زاویه کودکان به فقر نگاه کنیم ممکن است خیلی برای ما غمانگیز باشد اما ممکن است برای خود کودک اینقدر ناراحتکننده نباشد.
این تهیه کننده اظهار کرد: در جنگ هم نگاه کودکان متفاوت بود، مثلا از تعطیلی مدارس، رفتن به شهرستانها و… خوشحال بودند و دور هم خوش میگذراندند. اگر بتوانیم به عنوان فیلمساز و پژوهشگر در این نگاه قرار بگیریم گرچه سخت است اما نتیجه خوشایند به همراه خواهد داشت. چون از زاویه نگاه کودک به مسأله نگاه میکنیم.
وی با اشاره به فاجعه میناب اظهار کرد: مسأله میناب قطعاً تلخ است، یک تراژدی گسترده خلق شد که چنین تجربهای را در دنیا نداشتیم. اما میخواهم بگویم درباره کودکان هم صحبت کردن اهمیت دارد و اگر بتوانیم به آن نگاه برسیم کاری اثرگذار کردهایم.
سپس ایزدخواه هم بیان کرد: سبد رسانهای کودک و نوجوان متفاوت است، باید آن را بشناسیم و ببینیم چگونه میتوان از این دو سبد برداشت کرد، در هر دو مدل فیلمسازی یعنی فیلمسازی «برای کودکان» و «درباره کودکان» باید زاویه دید را مورد توجه قرار داد.
وی گفت: ما وقتی وارد دنیای سینماییها باشیم همه چیز متفاوت میشود انگار خیلی باید پیرو اصول باشیم ولی در سینمای مستند باید خلاقیت ایجاد شود و نیازمند جسارت در حوزه مستندسازی هستیم. جسارت و خلاقیت در سینمای مستند زمانی شکل میگیرد که تفکر سازنده را هم در مستند وارد کنیم نه به معنای جهتدهی بلکه به معنای اینکه بدانیم من مستندساز با چه تفکری سراغ سوژه رفتهام. البته باید تفاوت مراحل مختلف مستند را هم درک کنیم یعنی گاهی لازم است ثبت واقعه کنیم و بعد سراغ زاویههای دیگر آن برویم. چون به هر حال مستند دیتای پژوهشی ملتهاست.



